تبليغاتX
خدای من
صفحه نخست وبلاگ خدای من
دوشنبه 14 مرداد1387
تعهد شتری
امروز که برای امری اداری به یکجا مراجعه کرده بودم، گفتند برای ارائه مجوز به تو باید ازدواج کرده باشی.

من هم همینطوری گفتم که به زودی ازدواج خواهم کرد و مقدماتش انجام شده است. (مقدماتش یعنی این که می خواهم به این موضوع جدی تر فکر کنم... این را البته در ذهنم گفتم).

آقای مسئول هم گفت: مسئله ای نیست! بعد یک کاغذ جلویم گذاشت که باید تعهد بدهی و متنی را دیکته کرد که من تا سه ماه دیگر ازدواج خواهم کرد وگرنه تبعات آن به عهده اینجانب است!

هر چه هم با شوخی و خواهش و اصرار خواستم از زیر بار این تعهد خارج شوم، امکانش نبود و آقای مسئول هم با جدیت می گفت این شتری است که در خانه همه می خوابد و این تعهد هم شاید توفیقی بشود که زودتر بیچاره شوی!!

بالاخره این تعهد شتری را داده ام ولی .....

لینک ثابت نوشته شده در ساعت 23 توسط سید . ع . ن.
پنجشنبه 20 تیر1387
سگسوالیته در روزگار ما

متن ذیل، مقاله ای است که در اولین شماره مجله اینترنتی پاییز درج شده است.


چه می شود ما را؟

     رشد روزافزون جرم و جنایت جِنسی، پیام های کوتاه و جوک های روز افزون، فیلم ها و عکس های رو به تزاید در موبایل ها که در گوشی موبایل هر دختر و پسر و زن و مردی با هر سن و سال یافت می شود، سی دی ها و دی وی دی ها، سایت ها و وبلاگ ها و آمار سرچ و جستجوی اینترنتی هر ناظر ولو غیر محققی را با این حقیقت مواجه می سازد که معضل جنِسی به یکی از مسائل  و آسیب های اجتماعی در ایران مبدل شده است که روز به روز آثار و کج کارکردهای فراوانی را در پی دارد و آینده ای نه چندان روشن را فراروی جامعه و نسل آینده قرار می دهد. گرچه برخی آمارهای منتشر شده یا محرمانه نیز موید مطلب هستند اما این مسئله همان طور که اشاره شد به آمار و تحقیقات اجتماعی گسترده نیازی ندارد، نگاهی دقیق تر به جامعه و دوستان اطرافمان، فیلم ها و عکس ها و صداهایی که در موبایل ها بلوتوث می شود، اس ام اس هایی که پخش می شود، آرزوها و آمال و دغدغه و بازی و سرگرمی دوستان و همسالانمان و نیم نگاهی به صفحه حوادث روزنامه ها مطلب را به وضوح روشن می سازد!

 

          مسئله انحرافات جنسی از جمله مسائل اجتماعی است که تعلقش به دوران قدیم، برای آن تاریخی گسترده و طولانی فراساخته است. در اساطیر، افسانه ها، اخلاقیات و تاریخ نوع بشر اشاره به مسئله جنسی جایگاهی قابل توجه دارد، همانگونه که در ادیان مختلف ممنوعیت ها، هنجارها و امر و نهی ها و راهکارها و دستورالعمل هایی برای آن در نظر گرفته شده است. این مسئله تا آنجا عمق دارد که  باید به این حقیقت اذعان کنیم که شهوت و انحراف جنسی در هیچ لحظه ای از تاریخ بشر، دست از سر ما بنی بشر برنداشته و در طول تاریخ تنها شکل و حالت و شدت و ابعاد این مسئله  بوده که متفاوت شده است همانگونه که  امروز نیز ابعاد گسترده آن در پو رنوگرافی و مجازی شدن سگس و... قابل مشاهده است .

 

        نکته اینجاست که فارغ از کم و کاست مسئله انحراف جنسی، تعریف و تحدید آن نیز در طول تاریخ متغیر بوده است، امروز خیلی از رفتارهای جنسی که در گذشته انحراف به شمار می رفت، مسئله ای پذیرفته شده تلقی می شود و در عین حال ابعادی از رفتارهای جنسی مثل همجنس گرایی همین امروز هم در جوامع مختلف، عکس العمل های متفاوتی به دنبال دارد. بحث ما در این مقال بیشتر حول محور ((تجاوز جنسی)) نوعی انحراف و جنایت جنسی که  در هر زمان و مکانی به عنوان انحراف و خطایی غیر قابل جبران مطرح است و آثار و تبعات فراوانی را نیز در پی دارد. به قول آنتونی گیدنز، تجاوز جنسی، تنها یک حمله جنسی و حمله به جسم یک نفر نیست، بلکه یورشی است به شخصیت و کرامت و روحیه فرد و هراس از این تجاوز و قربانی شدن نیز در دل و فکر اکثر زنان وجود دارد. تجاوز جنسی در هر فرهنگ و جامعه ای دردناک و آسیب زاست و واکاوی چرایی و چیستی آن و بررسی ابعاد آن و البته ارائه راهکار برای رفع یا کاهش آن در جوامعی چون جامعه ما که هر بررسی حول محور رابطه جنسی، تابو شده است، مشکل بوده و هست و ظاهرا خواهد بود!

 

اما درباره مسئله تجاوز جنسی چند سوال قابل طرح است که در این مقال به طور مجمل به هر یک می پردازیم:

      الف – آیا انحرافات جنسی خصوصا تجاوز جنسی در دوران مدرن بیشتر شده است؟ 

ب – تحلیل صاحبنظران و جامعه شناسان در این رابطه چیست؟ آیا می توان دنیای جدیدی را به تبع این تغییرات در زمینه رابطه جنسی پیش بینی کرد؟

ج – آیا در این زمینه راهکار هم می توان ارائه داد؟ آیا راهکارهای قدیمی که اخلاقیات و مذاهب و ادیان می داده اند هنوز نیز راهگشاست؟

 

مابقی مقاله درادامه مطلب


ادامه‌‌ی مطلب
لینک ثابت نوشته شده در ساعت 23 توسط سید . ع . ن.
پنجشنبه 13 تیر1387
ایران یکصد سال پیش
«سون هدين»، یک عكاس سوئدي است كه حدود 100 سال پيش در بين سال‌هاي 1265 تا 1286 هجري شمسي از كوير و بخش مركزي ايران عكاسي كرده است. عکس های دیدنی او از کویر ایران، مدرسه ها، مساجد، عشایر، جوان ایرانی، رجال سیاسی و... بسیار دیدنی است.آثار او با همکاری سفارت سوئیس و فرهنگسرای نیاوران در نگارستان اشراق به نمایش درآمده است.

دو تا از عکس های او به نظرم جالب آمد:

یکی عکسی از مسجدی در شهر بسطام

ایران یک قرن پیش

البته بیشتر آن فردی که بالای مناره مسجد خود نمایی می کند!

ایران یک قرن پیش

دیگر گروه تئاتر بیابانی در کویر مرکزی ایران که در صد سال پیش نیز نمایش اجرا می کرده اند.

و اینجا هم البته این آقایی که خیلی احساس هنرنمایی می کرده است!

ما ایرانی ها هم مردمی هستیم!

تکمله: این دو عکس از جوان رعنای ایرانی در یکصد سال پیش و نیز دختران  محجبه ایرانی نیز به نظرم جالب آمد:

 

لینک ثابت نوشته شده در ساعت 13 توسط سید . ع . ن.
سه شنبه 4 تیر1387
یک دو سه
یک - ۲ - ۳ روزی رفتم همدان. شهر خوب و دیدنی ای به نظرم رسید. وقتی شادی مردم را در پارک ها و میدان های سر سبز شهر و جای جای آن مثل آبشار گنجنامه و تپه های عباس آباد و... می دیدم خوشحال می شدم. در عین یاس و نا امیدی و فشار زیاد اقتصادی وقتی زن و مردها، دختر و پسرها، دختر بچه ها و پسر بچه ها را کنار هم می بینی، وقتی بادبادک بازی پدرها با بچه ها را می بینی، وقتی شاد بودن را در چهره خیلی ها می بینی، واقعا جای امید هم باقی می ماند.... همدان شهر خوبی است، هم سرسبزی ها و هوای خوبش، هم تاریخ کهنش که دروازه تمدن و فرهنگ ایران زمین نام گرفته با آن تپه های هگمتانه، هم نوای نی با شعر های زیبای باباطاهر در مقبره اش، هم آرامگاه بو علی سینا حکیم و فیلسوف بزرگ ایرانی، هم شگفت انگیز ترین غار آبی جهان، علی صدر ، هم حلوا زرده و انگشت پیچ و کماجش و.....

دو - در مسیر حرکت به همدان که دوستم رانندگی می کرد، غفلتا برای سرعت زیاد از سوی پلیس متوقف شدیم،علی القاعده ۲۰۰۰۰ تومان جریمه دشتمان بود. دوستم فکری به نظرش رسید من هم مخالفتی نکردم و خواستم تستی کنم ببینم وضع چقدر خراب است. لای کارت و بیمه ماشین دو تا ۲۰۰۰ تومانی گذاشت و رفت پیش پلیس. پلیس محترم چند سوالی کرده بود و گفته بود توی ماشینت کی هست؟ او هم گفته بود آقای ... برج ساز هستند!!! پلیس هم گفته بود حالا این پول ها برای کیه و.... بالاخره گفته بود این که کمه! و مقداری دیگر هم گرفت و جریمه را بی خیال شد!... فقط به این نتیجه رسیدم که ظاهرا وضع خیلی خراب است!

سه - همین قدر کافی است..........

لینک ثابت نوشته شده در ساعت 10 توسط سید . ع . ن.
سه شنبه 28 خرداد1387
بومی شدن جامعه شناسی در قم
چند روز قبل همایشی با موضوع جامعه شناسی در قم (موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی) برگزار شد با عنوان: جمهوری اسلامی و ضرورت بومی سازی جامعه شناسی.

فکر می کردم همچون اکثر همایش های اینچنینی بی خاصیت و نمادین باشد، و با حضور یکی دو ساعته فهمیدم که در حدسم اشتباه نکرده ام. غیر از سخنرانی آقای پارسانیا که دانش آموخته جامعه شناسی است و کمی متعادل و علمی سخن گفت، دیگر مقالات و سخنرانی ها هیچ خاصیتی نداشت،  به ظاهر چون همایش با تاخیر شروع شده بود، فرصتی کافی برای ارائه مقالات نبود و همان مقالات کم محتوا نیز شتاب زده و با عجله خوانده می شد و چیزی دست گیر آدمی نمی شد. استقبال از همایش هم خیلی سرد بود و غیر از زمان سخنرانی آیت الله مصباح یزدی، رونقی نداشت.  آقای مصباح نیز ضمن سخنرانی اشاره کرد که من در این زمینه هیچ تخصصی ندارم و برای خالی نبودن عریضه و اطاعت اوامر دوستان و البته خوش آمد گویی به شما دوستان آمده ام (واقعا هم جمع دوستانه و خودمانی ای بود...!) البته ایشان از صحبت در این زمینه دریغ نکرده و  ضمن تشکیک هایی که درباره علم بودن جامعه شناسی کرد، گفت که باید ما نظریه بومی بسازیم و بر اساس سنت و کتاب و... می توانیم این کار را بکنیم و اگر هم غربی ها آن را قبول نکردند، هیچ هراسی نیست. ما برای خودمان و با دقت باید نظریه بسازیم و هرچه هم غربی ها گفتند که این نظریه نیست یا هست نباید برایمان اهمیتی داشته باشد.

اما در این میان مقاله یک آقای روحانی که کارشناسی ارشد جامعه شناسی داشت بسیار جالب بود وی به یک کلام کل نظریات جامعه شناسی را شست و کنار گذاشت. برای مثال می گفت نظریه مرتون برای انحرافات اجتماعی و کجروی در ایران کاربرد ندارد چرا که ما جامعه ای دینی هستیم و تضاد اهداف و ابزار پیش نخواهد آمد، یا عقلانیت وبر و کارکرد گرایی و ساختارگرایی و... را همگی نظریات مختص غربی ها می شمرد که ذره ای به کار ما ایرانیان نمی آید و انتقاد می کرد که چرا دانشگاهیان ما از قرآن و نظریات دینی برای تبیین جامعه استفاده نمی کنند و..... وقتی این افراط ها را می شنیدم یاد تفریط های دانشگاهی هایی افتادم که در این ۳۰ ساله فراموش کرده اند ما در جامعه ای متفاوت از جوامع غربی زیست می کنیم و گاهی نیاز داریم مبتنی بر ساختارها، مبانی، هستی شناسی، فرهنگ و زیست جهان جامعه خویش نظریه پردازی کنیم! و هنوز درک نکرده اند که تنها ترجمه و انتقال نظریات غربی دردی از ما را دوا نخواهد کرد.

اینجاست که این کش و واکش ها و این افراط و تفریط ها، جامعه شناسی را از مظلوم و مهجور ترین رشته ها کرده است و تا این وضع ادامه دارد، همایش های مختلف دانشگاهی و حوزوی نیز مثمر ثمر و کاربردی نخواهد بود و تا وضع اینگونه است و تعادلی در نظرهایمان و مسیر حرکتمان ایجاد نشود، انتظاری از جامعه شناسی برای شناخت جامعه ایران نباید داشت.

لینک ثابت نوشته شده در ساعت 23 توسط سید . ع . ن.
شنبه 18 خرداد1387
چهار کتاب
بعد از ۷ - ۸ سال که به طور منظم در نمایشگاه کتاب حاضر می شدم، امسال به علت سفر این توفیق را نداشتم به جبران آن چندی پیش خریدهای فرهنگی بهارم را انجام دادم و حیف دانستم که دوستانم از توفیق خواندن و داشتن این کتابها محروم باشند، لذا چهار کتاب از این کتب که هیچ یک هم البته جدید نیست را معرفی می کنم، دو تایش را کامل خوانده ام و دوتایش را هم کم و بیش و به نظرم اگر تابحال کسی آنها را ندیده و نخوانده باشد، از کتابهای خواندنی ای محروم بوده است:

۱ - کتاب جامعه شناسی اثر آنتونی گیدنز، کتاب مشهوری است که هر دانشجو و علاقمند جامعه شناسی اگر هم کل آن را نخوانده باشد، از بخش هایی از آن استفاده کرده است. نشر نی اما سرمایه گذاری جدیدی کرده و ویراست چهارم این کتاب با تجدید نظر کامل و روزآمد شده را با ترجمه ای جدید از حسن چاوشیان روانه بازار کرده که بی شک متفاوت و بهتر از کتاب قبلی است. کتاب حاضر در بخش های مختلف به روز شده، تغییراتی در آن ایجاد شده و بخش های جدید و مطالب جدیدی درباره دنیای در حال تغییر، جامعه شناسی بدن، سازمان های مدرن، بحران زیست محیطی و... دارد، در تمام بخش ها قسمتی به عنوان منابع در نظر گرفته شده که به شکل کتاب و سایت های اینترنتی است و البته این کتاب خواندنی همراه با عکس های دیدنی نگاه جدید جامعه شناسی به مسائل و مشکلات روز را نمایانگر  می کند. چاپ اول این کتاب ۱۰۷۴ صفحه ای در مهر ماه سال گذشته روانه بازار شده است.

۲ - علوم قرآنی اثر مرحوم آیت الله محمد هادی معرفت، خلاصه ای از کتاب ۴ جلدی التمهید است که به شکل موجز و البته جامع در ۴۲۰ صفحه به مسائل مرتبط با شناخت قرآن و شئون مختلف آن از قبیل وحی و نزول قرآن، ترتیب سور، پیدایش قرائت ها، حجیت، عدم تحریف، نسخ، محکم و متشابهات و اعجاز و... می پردازد و با زبانی گویا و رسا و قابل فهم مسائل مربوط به این علوم را واکاوی می کند.  این کتاب نیز که چاپ چهارم آن زمستان ۸۶ منتشر شده از سوی موسسه فرهنگی تمهید روانه بازار نشر شده است.

۳ - بررسی یک پرونده قتل کتابی خواندنی است که زیر نظر میشل فوکو و با ترجمه مرتضی کلانتریان منتشر شده است. این کتاب که در حوزه حقوقی، روانشناسی و جامعه شناسی می تواند قابل اعتنا باشد، بررسی قضائی و اعترافات و نامه ها و خاطرات یک قاتل به نام پییر ریوییر است که در حدود ۱۷۰ سال قبل در فرانسه مرتکب قتل مادر و خواهر و برادرش شده است و به عنوان سرآغاز ورود روان پزشکی در امر دادرسی جزائی مورد توجه فوکو قرار گرفته است. خاطرات و نوشته های جالب این قاتل روانی و نوع استدلال او و استفاده ای که بعدها فوکو از آن کرده است، کتاب را خواندنی می کند. من چاپ دوم این کتاب که در سال ۷۹ از سوی نشر آگه منتشر شده را تهیه کرده ام و نمی دانم بعد از آن چاپ مجدد شده است یا نه؟

۴ - و اما بادبادک باز، مدت مدیدی بود که دوست داشتم رمان بادبادک باز اثر نویسنده افغانی ساکن امریکا (خالد حسینی) را بخوانم کتابی بسیار مشهور که به بیش از ۵۰ زبان دنیا ترجمه شده و از سوی افراد و شخصیت های فراوانی مورد تشویق و توجه قرار گرفته و سال گذشته نیز فیلمی از آن ساخته شده است. این رمان نیز که به نظرم خواندنی است، تحولات افغانستان، نوع نگاه مردم، دوستی ها، عداوت ها، طالبان، جنگها و وفا و خیانت و... را روایت می کند و  به قول مترجم روایتی شیرین و جذاب  است که در عین تلخی و تاثیر گذاری و با وجود گذر از مصائب زمانه جای امیدواری را نیز باقی می گذارد. بادبادک باز از سوی مهدی غبرائی ترجمه شده و چاپ چهارم آن که از سو انتشارات نیلوفر نشر یافته برای زمستان سال ۸۶ است.

لینک ثابت نوشته شده در ساعت 23 توسط سید . ع . ن.
سه شنبه 7 خرداد1387
درس های سفر
ایرانی هایی که به سفر مکه و مدینه می روند، ناچارا با یک حرکت ریایی و نفاقی روبرو هستند و گرچه این مسئله را با عنوان ((تقیه)) توجیه می کنند، اما مهر نگذاشتن برای نماز که یکی از ارکان نماز ما شیعیان است امروز از مسئله تقیه گذشته و در حالی که تمامی اعراب و سنی ها می دانند ما چگونه ایم و چگونه نماز می خوانیم، نماز خواندمان خلاف عقیده مان تنها به عنوان یک نفاق و دورویی تفسیر خواهد شد.

به هرحال با وجود این مسئله و با این که تمام نماز هایم را در این سفر روی سنگ یا شبه مهر می خواندم و البته بلااستنثنا آنها را اعاده نیز می کردم، اما در عین حال روح و حال و هوای نماز مکه و مدینه برایم خیلی دلنشین بود! یک نظم خاص، روح جمعی و  حس این که هزاران نفر با هم در حال انجام یک مناسک دینی هستند، اصرار سنی ها بر نظم صفوف، عدم خلل در آن، عدم فاصله میان نمازگزاران و لحن و صدا و آیات دلنشین قرآن همگی تجربه ای جدید و زیبا برای آدمی فراهم می آورد که در اکثر نماز های جماعت ایرانی ها هیچ رنگ و بویی چنین نمی بینیم. گرچه برخی وهابیون و علمای شهر مدینه با ایرانی ها و قیافه ایرانی حال نمی کنند و ما را مجوس و غیر مسلمان می دانند، اما خیلی از اعراب و اهالی مکه و مدینه نیز مثل برادر دینی با ما کنش دارند، بعضا که ایرانی ها بعد از نماز با کناری هایشان دست می دادند، با آن که سنی ها چنین رسمی ندارند اما با خوشرویی آنها نیز دست می دادند، گاهی که کنارمان می نشستند، خودشان سلام می کردند و دست می دادند، یک بار که در گوشه ای از مسجدالحرام قرآن می خواندم، یک از همین ها برای خودش و برای من نیز لیوانی آب آورد تا بخورم و قس علیهذا.....   اما اکثر ما ایرانی ها سعی داریم کینه ای ۱۴۰۰ ساله که هرگز مربوط به این سنی ها و اعراب نیست را نسبت به اینها حفظ کنیم و با ریا و نفاق با آنها رفتار کنیم.

القصه در روزهای مدینه بعضی ایرانی ها پولی جمع می کنند و با اتوبوسی به مسجد و حسینیه شیعیان مدینه که درباغی در خیابان عوائلی است، می روند، آنجا خیلی دیدنی است و در حالی که  بیشتر، ایرانی ها مسجد را پر می کنند، غروب ها در مسجد، نماز مغرب و عشا (آن هم یکجا) خوانده می شود و مهر می گذارند و اشهد ان علیا ولی الله می گویند و دائم با صدای بلند صلوات می فرستند و دست شیخ عمری را می بوسند و.... در قیافه تک تک ایرانی ها شوق و شعفی می بینی که گویی از زندان فرار کرده اند و به آزادی رسیده اند... ایرانی هایی که شاید اکثرشان در ایران حوصله و وقت نماز جماعت خواندن هم ندارند چنان خوشحال در این مسجد نماز می خوانند و صلوات می فرستند که انگاری این تنها مفر آنها برای دیندار بودن بوده است و..... خلاصه علاوه بر درس های دینی و عقیدتی و نمادین و اجتماعی فراوان این سفر، درس های فراوان برای آموختن رفتار اجتماعی و مناسک اجتماعی در این مسجد نیز قابل تجربه است چنان که قبل از سفر نیز ادعایم این بود که سفر را به عنوان کلاسی جدید می انگارم. باشد تا درس ها را پاس داریم.

لینک ثابت نوشته شده در ساعت 15 توسط سید . ع . ن.
شنبه 28 اردیبهشت1387
الحمد لله

 

الحمدلله الذی هدانا لهذا و ماکنا لنهتدی لولا ان هدانا الله‏

 

لینک ثابت نوشته شده در ساعت 1 توسط سید . ع . ن.
یکشنبه 15 اردیبهشت1387
کلاس بزرگ بندگی
حج و عمره، کلاس بزرگ بندگی است. چرا که در آن و اعمال و مناسکش نه دلیل و علت نه توجیه و عقل هیچ یک پاسخگو نیست. هیچ یک جایگاهی ندارد.

کلاس بزرگ بندگی پر است از درس، از درس بزرگ داشت تقوا و بندگی، بزرگ داشت کنیز و طفل او، بزرگ داشت توحید و بزرگ داشت معاد و خداپرستی البته اگر به قول قرآن عظیم متذکر شویم!

کلاسی است به قول یکی از دوستان پر از نشانه و سمبل.

کلاسی است که اگر واردش نشوی نشده ای اما اگر به آن پای گذاری باید تا تهش را بروی. باید بشوی و بکنی و بچرخی و بپوشی و نپوشی و بدوی و بازگردی بدون سوال و بدون ایراد وگرنه شرمنده ای و مدیون و اگر بنده کامل نیستی و اگر هنوز نیاموخته ای که باید گرد آن معبود بزرگ بی چون و چرا بچرخی بهتر که نروی و خود را مسخره نکنی!

کلاسی است که ترفیع و ارتقا درجه پس از آن به طور بالقوه زیاد است اما اگر متذکر و متوجه نباشی جز ریا و بطالت و نفاق چیزی ارمغانت نخواهد کرد.

خدایا می آیم به سویت برای حضور در  این کلاس بندگی... گرچه برآنم که اندوخته های کلاس قبلی را از کف داده ام، اما با این امید به سویت می آیم که کلاس جدید کلاس تحول و پیشرفت و تغییر و انسان بودن برایم باشد. دوست دارم بنده واقعی باشم، دوست دارم انسان باشم، دوست دارم اخلاقی زیست کنم، دوست دارم قبل از حق تو، حق الناس را پایمال نکنم، دوست دارم از این کلاس فارغ شوم تنها با یاد و نام و امید تو.

گرچه بسیار سیه روی و چرکین دل و دور از تو ام اما بزرگی و رحمت تو آن قدر زیاد است که مرا هم دعوت می کنی مرا هم می خوانی و از این روست که من هم با ترس و لرز می گویم: لبیک!

لینک ثابت نوشته شده در ساعت 16 توسط سید . ع . ن.
یکشنبه 8 اردیبهشت1387
دموکراسی، آرمان یا افیون؟

یکی از معضلات اساسی در پیشرفت مفاهیم و اصول توسعه در ایران, ژورنالیستی و شعاری شدن این مفاهیم بوده است. بدین نحو که دموکراسی، حقوق بشر، جامعه مدنی، آزادی و حتی عدالت آن قدر شعاری و دور از واقعیت و پوچ تعریف و تبیین شده است که جامعه را دل زده کرده و از خویش رانده است.

 

در این فضا و با قلم ناقص و جو زده سیاسیون، مطبوعاتی ها و روشنفکر نماها و وبلاگ نویس ها ست که حقوق بشر تنها با حقوق تعدادی زندانی سیاسی مساوی می شود، آزادی تنها با آزادی مطبوعات یا حتی به قول برخی ولنگاری و... برابری می کند، جامعه مدنی را لیبرالیسم صرف معنا می کنیم یا از آن طرف بام افتاده و آن را مساوی با مدینه النبی می شماریم و البته دموکراسی تنها در انتخابات و رای دادن تعدادی عوام معنا می شود.

و متاسفانه با این رویکردها ست که به تدریج خود ما هم به لعن و نفرین این دموکراسی و آزادی و حقوق بشر می پردازیم، فارغ از آن که توجه کنیم رویکرد و تعریف ما غلط بوده نه اصل این اصول بنیادین!



یکی از مواردی که در این زمینه چندی است فکر مرا به خویش مشغول ساخته مسئله دموکراسی است. این که دموکراسی را محدود به تعریف و مصادیق آن در ایران و حتی غرب نکنیم و غافل از این اصل نباشیم که اگر اصول و بنیادهای آن رعایت شود، می توان آن را به حق یکی از بهترین روشهای حکومتی دانست. اگر از ساده انگاری رها شویم به دیدگاه اندیشمندانی چون هارولد لاسول برمی خوریم که ضمن تاکید بر مبانی مختلف و پایه های متفاوت مردم سالاری،  یکی از لازمه های دموکراسی حداکثری و اصیل را  اعتقاد به شخصیت دموکراتیک می داند.

 

هارولد لاسول (1978 – 1902) از اعضای برجسته دانشمندان علوم سیاسی آمریکایی ، از نظریه پردازان ارتباطات و  از اعضای مکتب جامعه شناسی شیکاگواست که بحث های فراوانی درباره دموکراسی – تبلیغات – رفتارگرایی – نتایج سیاسی استعمار – ماشینی شدن بشریت و... داشته است.

 

لاسول شخصیت دموکراتیک را در مقابل شخصیت اقتدار طلب قرار می دهد و معتقد است شخصیت دموکراتیک که نسبتی نزدیک با مفاهیمی چون اجتماعی بودن – برون گرایی – خوش بینی – اعتماد به نفس – روابط گرم میان افراد جامعه – انسجام ارگانیکی – احساس خودکفایی – دارد، شخصیتی است مستعد مشارکت در حیات عمومی و حوزه عمومی و مفهومی پیچیده و چند وجهی است که تنها ناظر به ویژگی های ذاتی فرد نیستٰ بلکه محصول فرآیندهای پیچیده جامعه پذیری است و عوامل مختلف به ویژه نوع ساختار قدرت سیاسی بر تشکیل یا عدم تشکیل آن تاثیر تعیین کننده ای می گذارد.

 

لاسول این نوع شخصیت را مقابل شخصیت اقتدار گرا قرار می دهد (که به قول آدرنو اساسا ضعیف و وابسته و نا امن است) و  با مفاهیم و واقعیاتی چون تسلیم پذیر بودن در مقابل قدرت برتر – سلطه جویی بر زیردستان – عدم احساس برابری با دیگران  چه فرا دست و چه فرودست رابطه دارد و  جهان را دارای نظم و انتظام می بیند یا در پی ایجاد چنین نظمی است تا احساسی از امنیت را داشته باشد.

 

وی با این تقسیم بندی عملا بسیاری از مشکلات جوامعی چون ایران را واکاوی می کند و با تئوری او می توان به راحتی ضعف احساس و شخصیت  و منش دموکراتیک و در پی آن ضعف دموکراسی و مردم سالاری اصیل در جوامع مختلف را بررسی کرد.

 

اگر به دام تفکر روانشناختی صرف نیفتیم و نقش جامعه و جامعه پذیری را نادیده نگیریم و حرف لاسول را مبتنی بر نیاز جامعه دموکراتیک به شخصیت دموکراتیک بپذیریم و بر این باور باشیم که  شخصیت یا منش دموکراتیک دارای چهار ویژگی اصلی ذیل است:

1 – باز بودن و اجتماعی بودن در نتیجه روابط گسترده با دیگران

2 – ترجیح ارزشها و نیازهایی که مورد توجه و طلب دیگران نیز هست

3 – اعتماد به نیک سرشتی بنیادی انسانها همراه با اعتماد به نفس

4 – رسوخ این سه ویژگی به ناخودآگاه فرد.

 

در نتیجه می بینیم رای دادن و رای گرفتن و صندوق رای و اسم و رسم دموکراتیک در جوامعی فاقد شخصیت و منش دموکراتیک نه تنها مفید نیست که افیون توده هاست! بله امروز در جهان سکولار زده و لائیک و به دور از دین، نه دین و تدین که دموکراسی و صندوق های رای است که می تواند افیون توده ها شود، می تواند بوش جنایتکار و سارکوزی دلقک و موگابه دیکتاتور و برلوسکونی و همه آنها که می دانیم را حاکم جهان کند و جهان را هر روز ویران تر و ناعادلانه تر و نا آزادتر از قبل کند!

(برای مطالعه بیشتر ر.ک: درسهای دموکراسی برای همه، حسین بشیریه - لاسول در ویکی پدیا و مقاله من درباره لاسول که قرار است منتشر شود).

لینک ثابت نوشته شده در ساعت 20 توسط سید . ع . ن.
PsycHo: Free Template Generator
Get FireFox!
XHTML Validator
Baznegar
 وبلاگهای به روز شده


بلاگ چرخان