
چون معتقد بودم که خدای هر کس متفاوت از دیگری است، بر آن بودم که بیشتر از خدای من بنویسم. از خدایی که دوستش داشتم و دارم... (خدای من همه شور است خدای من همه نور است خدای من تنها خدای من) این بود شعار من در آن روزهای ابتدایی کار یعنی مرداد ماه ۱۳۸۴ که فکر نمی کردم بدینجا بینجامد
کم کم از جامعه شناسی هم نوشتم رشته ای که دوستش داشتم و دارم و ۴ سال در دانشگاه در آن رابطه خوانده ام و چه جالب که آغاز این وبلاگ هم زمان با فارغ التحصیلی ام از لیسانس جامعه شناسی دانشگاه شهید بهشتی تهران شد.
و قرار شد که من، سید علی ناظم زاده در این رابطه هم بنویسم درباره تجربیات، سفرها، کتابها، اتفاقات، مسائل سیاسی و فرهنگی و اجتماعی و علمی و... نیز نوشته ام و می نویسم. آن چنان که گهگاه در روزنامه ها و مجلات و نشریات ماهانه و اینترنتی و... نیز نوشته ام.