تبليغاتX
خدای من
صفحه نخست وبلاگ خدای من
یکشنبه 13 اسفند1385
زنان ایران! با جنبش یا بی جنبش؟
این روزها به علت فعالیت های بیشتر برخی زنان در عرصه اجتماعی ما  - از قبیل برخی اعتراضات، کمپین یک میلیون امضا، اعتراضات پیش بینی شده در روز ۸ مارس و البته اعتراضات و بازداشت های امروز -  چیزی که بیش از همه مطرح است، "جنبش زنان" است و فعالیت های آن و شکست و پیروزی آن! فارغ از این اتفاقات، آیا اصلا جنبش زنان در ایران یک مفهوم علمی و جامعه شناختی پذیرفته شده است؟ 

اتفاقا همین روزها برای گفتگو با یکی از اساتید  جامعه شناسی در رابطه با جنبش های اجتماعی، روی این موضوع مهم جامعه شناسی سیاسی کار می کردیم و در گفتگو با آن استاد محترم هم به این نتیجه رسیدیم که در ایران با جنبش اجتماعی زنان روبرو نیستیم! چیزی که موجود است نه جنبش که یک پویش اجتماعی توسط زنان است!

وضعیت زنان ایران در ایران بیش از یک مسئله اجتماعی خود را نمایان کرده اما در حد یک جنبش نبوده  و ساختارها و شرایط لازم برای جنبش شدن را دارا نیست. هم در بعد سازماندهی مشکل اساسی دارد، هم اهداف و نارضایتی شان به طور مشخص معلوم نیست که به چه سمتی معطوف شده است و گفتمان مشخص و تاریخی و واضحی حول این نارضایتی ها شکل نگرفته است، هم غیر از بدنه اصلی و هسته مرکزی که آن هم معلوم نیست با اهداف و منابع و آگاهی مشترکی باشد، نیروهای عملگرا و علاقمند و هوادار کمی وجود دارد و در واقع نتوانسته است لااقل بخش های عمده ای از زنان ایران را با خود همراه کند، در نهایت این که به علت شعارهای نامناسب که از جای نامناسب شروع می شود (مثلا روز بدون حجاب!) گرچه شاید از سوی همه فعالان حرکت های زنان نباشد، اما به هر حال به دلیل این شعارهای نامناسب و منافع و منابع نامشترک، هم مذهبی ها و هم حکومت را به عکس العمل نسبت به این حرکت ها وادار کرده و هماره این نوع اقدامات به شکست انجامیده است و بر اساس نگاه جامعه شناسانه با این شرایطی که دارد، امکان فعالیت به عنوان یک جنبش اجتماعی گسترده را نخواهد داشت. (بخش هایی از این نوشته نشات گرفته از آن گفتگو است که امیدوارم به زودی منتشر شود).

به هر حال گرچه امروز و این روزها برخی فعالان زن، اقداماتی از این دست می کنند و هزینه هایی می پردازند و در وبلاگها هم دیده ام آنها که خارج از ایرانند یا گمنام، خیلی راحت تر تهییج و تحریک می کنند، اما به هر صورت به نظر می رسد که  حرکت های تند و بی ثمر و همراه با درگیری و بازداشت و...، نفع و کارکرد اجتماعی و فرهنگی موثری برای زنان به طور عینی و ملموس نداشته باشد، اگر نگوییم، ضررش بیش از نفعش است! فکر کنم روشن باشد که من خودم مدافع حقوق زنان بوده و هستم و نسبت به کاستی ها و نابرابری ها و برخوردهای قضایی با فعالان مدافع زنان و... معترضم اما نکته اینجاست که به نظر می رسد این شکل فعالیتها هیچ دلیلی بر جنبش بودن مدافعان حقوق زنان نیست و مهم تر این که مشخص نیست که نتیجه و کارکرد اینگونه حرکت ها برای جامعه  و برای زنان در چه حدی است؟

لینکها

دستگیری گسترده زنان در مقابل دادگاه انقلاب

یک روز سخت... به همراه یکسری لینک

جنبش زنان در فاز دوم

امضا برای رهایی فعالان زن

لینک ثابت نوشته شده در ساعت 23 توسط سید . ع . ن.
PsycHo: Free Template Generator
Get FireFox!
XHTML Validator
Baznegar
 وبلاگهای به روز شده


بلاگ چرخان