
چند روز شهرها نیمه تعطیل اند. خیابان ها پاکسازی نمی شوند. گاز برخی شهرها قطع شده است. کوچه های ما مملو از برف است و در اکثر کوچه ها و معابر فرعی، امکان رفت و آمد نیست. ۴ - ۵ روز است که زباله ها جمع آوری نمی شود. کنتور های آب می ترکند و آب ها قطع اند. در این هوایی که سگ از سرما می میرد، مجبور به صرفه جویی گاز هم هستیم. مدارس و دانشگاه ها تعطیل اند. کارهای زیادی خوابیده است. نانوایی ها صف هایی چند برابر قبل دارند و...
و مردم ساکت و آرام و در حال صرفه جویی اند. در وضعیتی که مسئولی هم به طور جدی معذرت خواهی نمی کند.
قصد تشویش اذهان عمومی و این بازی ها را ندارم ولی برایم سوال بود که با چگونه جامعه ای طرف هستیم؟ مانده ام با این اتفاقات جدید و تجربه های دو سال گذشته مثل سهمیه بندی بنزین و تورم و گرانی و بیکاری و محدودیت های سیاسی و... چگونه است که مردم این همه خوب هستند و صدایشان در نمی آید.... اصلا چطور شد که پدران ما ۳۰ سال قبل، انقلاب کردند؟!